تبليغاتX
mahta and azadeh
گفتمش نقاش را نقش بکش از زندگی

با قلم حبابی بر لب دریا کشید

گفتمش تصویری از لیلی و مجنون بکش

عکس حیدر در کنارحضرت زهرا کشید

گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن

در بیابان بلا تصویری از سقا کشید

گفتمش سختی و آه و درد گشته حاصلم

گریه کرد و آهی کشیدوزینب کبری کشید

+ نوشته شده در ساعت توسط azadeh |


بس که دیوار دلم کوتاه است

هر کسی از کوچه ی تنهایی ما می گذرد

به هوایی و حوسی هم که شده سرکی می کشد و می گذرد

+ نوشته شده در ساعت توسط azadeh |


 دنبال كدوم حرف و كلامي

سكوتت گفتن تموم حرفهاست

تو را از تپش قلبت شناختم

تو قلبت قلب عاشقهاي دنياست

تو با تن پوشي از گلبرگ و بوسه

مرا به جشن نورو آينه بردي

چرا از سايه هاي شب بترسم

تو خورشيد و به دست من سپردي

+ نوشته شده در ساعت توسط azadeh |


اینم به اونی که همش میگه اگه میخوای برم

ای کاش میفهمیدی چه قدر .................

ای کاش می دونستی من .....................

ای کاش می شد بهت بگم....................

ای کاش میشد که بشه.........................

ای کاش.............................. داشتی

ای کاش همه ی حرفات ........ بود

ای کاش می شد...........................

مهتاب

+ نوشته شده در ساعت توسط azadeh |


همه می گن عاشقیم ولی همشون هنوز زنده اند

به نظر تو اونا عاشقند

من که میگم نه

+ نوشته شده در ساعت توسط azadeh |


امروز بدتر از دیروز دلم گرفته

من هیشه از این روزا بدم می یاد

نمی دونم چرا این روزا اینقدر حالم بد

ای کاش می شد تموم شه همه ی این عادتا

عادت به نفس به غذا به عشق به تنها به خستگی

به..................................................................

ای بابا همه اینن

باید شکر کرد

نه نه نه نه

میدونید خدا بعضی ها رو چهار چشمی نگاه می کنه که یه وقت اب تو دلشون اب بشه

اما منو با یه چشم اونم بسته نگاه میکنه

+ نوشته شده در ساعت توسط azadeh |


عشق یعنی علاقه نه کفگیرو ملاقه

دوستت دارم یه عالمه اندازه ی یه قابلمه

من عاشق تو هستم تو قابلمه نشستم

یه لنگه کفش تو دستم منتظر تو هستم

.................................................

در خواب ناز بودم شبی دیدم کسی در می زند

در را گشودم روی او دیدم غم است در می زند

ای دوستان بی وفا از غم بیاموزید وفا

غم با همه بیگانگی هر شب به من سر میزند

.................................................................

 

+ نوشته شده در ساعت توسط azadeh |


گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم

چه بگویم که چوبیایی غم ازدل برود

+ نوشته شده در ساعت توسط azadeh |


شبی از شبها تو مرا گفتی شب باش

من که شب بودم شب هستم شب خواهم بود

شب شب گشتم به امیدی که تو فانوس نظر گاه شب من باشی

+ نوشته شده در ساعت توسط azadeh |