شاید گریه ام به این خاطر بود ه است که چرا مرا زودتر به این اردوگاه شادزندگی وارد نشده ام
اما وقتی اولین واکسن دو روزه ی زندگی را دریافت کردم تازه طعم درد را چشیدم و فهمیدم این زندگی از ابتدایش با درد و رنج است اکنون فرا گرفتم زندگی به کسانی که راه خود را ۱یدا میکنند اسراری را هدیه می کند
ای کاش هر کس قبل از تو لدش برنامه ی زندگی اش را می دانست
تا ان وقت اگر بدانیم برنا مه ای یکنواخت داریم فریاد بکشیم .............اگر تغییری نکرد
نابود شویم
تا گریه نکنی نوازشت نمی کنند
تا فریاد نکشی به طرفت بر نمی گردند
و تا نمی ری نمی بخشنت
باز ای الهه ی ناز
با دل من بساز
کین غم جانگداز برود زبرم
گر دل من نیاسود از گناه تو بود بیا تا ز سرم گنهت گذرم
تو الهه ی نازی در بزمم بنشین من تو را وفادارم بیا که جز این
نباشد هنرم
این همه بی وفایی ندارد ثمر به خدا اگر از من نگیری خبر
نیابی اثرم
میکنم دست یاری بسویت دراز بیا غم خود را با رازو نیاز
زخاطر ببرم
گر نکند تیر خشمت دلم را هدف به خدا همچو مرغی پر شورو شر
به سویت بپرم
آن که او به غمت دل بندد چون من کیست
ناز تو بیش از این بهر چیست تو الهه ی نازی
واسا واسا.....................................................................
الان میگم :عید بر همتون مبارک همیشه خنده رو لباتون باشه
یادتون نره ها خنده
بابابزرگمم با این امروز حالش اصلا خوب نبود بازم می خندید
آخه بابایی من جای کیو تنگ کرده چرا باید قلب مهربونش بگیره
ازم بگیریش باهات قهره قهر میشما
مواظب باش .من اونو خیلی دوست دارم
اونو ببری باید منو هم با اون تحمل کنی
گفته باشم ........ نگی نگفتی





