تبليغاتX
mahta and azadeh
تو به من خندیدی و نمی دانستی من ه چه دلهره ای از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدم

باغبان از پی منتند دوید سیب را در دست تو دید

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک

و تو رفتی و هنوز سالها ست صدای خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم

که چرا باغچه ی خانه ی ما سیب نداشت

+ نوشته شده در ساعت توسط azadeh |


جمعه فیطیله تعطیله

جمعه است ومن خونم  یه عالمه درس مونده بدون اینکه حتی تمایلی برای خوندن باشه

امروز شاید آخرین روز این عالم باشه کاش امروز بیاد همه خسته اند کاش می یومد بیا دیگه کی می خوای بیای ........................................................................

+ نوشته شده در ساعت توسط azadeh |


 

 

+ نوشته شده در ساعت توسط azadeh |


Anime singer Animationمیدونی چی میگه؟می که روز اول اتفاقی دیدمت .روز دوم الکی الکی چشمام به چشمات افتاد.هفته ی بعددزدکی بهت نگاه کردم ماه بعد شانسی به دلم نشستی و حالا سالها ست یواشکی دوست دارم و عاشقتم
+ نوشته شده در ساعت توسط azadeh |


کاش یکی ام عاشق شاسقین من میشد

بایداز یه مدیر تبلیغات بخوام توی این آگهی ها تبلیغ شاسقینمو بکنه

میدونی دلش زن میخواد اما همه بهش میگن الهی بچه خدا یه شوهر خوب نسیبت کنه

 

+ نوشته شده در ساعت توسط azadeh |


 

راستی تولدم نزدیکه بزار یه کیک برای خودم و تمام متولدین دی بزارم

تولدم مبارک

تولد همه ی شما که متولد ماه دی هستید مبارک

از هر لحاظ که حساب کنیم ما متولدین دی آدمای مفهومی باهوش بااحساس مغرور یه کمی لوس که البته لوس بودن برای ما دختراحکم نفس برای انسان رو داره

خلاصه داشتم میگفتم که از ما بهتر روی زمین کمیابه

ماهاحکم طلا رو داریم

 

+ نوشته شده در ساعت توسط azadeh |


همیشه عشق نفرت غم خنده بوده

تو کومو دوست داری ؟

می خوای بگم کدومو دوست داری؟

تو..........................................................

تو عشق و خندرو دوست داری

چرا هیچ کس نمی که من نفرتو دوست دارم

چرا کسی نمی گه غمو دوست دارم

چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/

+ نوشته شده در ساعت توسط azadeh |


واقعا من کی ام چی می خوام برای چی زنده ام

چرا ناید نفس بکشم چرا برای ماندن نفس بکشم

منی که اینقدر ماندن اذیتم میکنه برای چی خواستار ماندنم

+ نوشته شده در ساعت توسط azadeh |


 

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد

نمیدانم کوزگر با خاک اندامم چه خواهد ساخت

ولی بسیارمشتاقم کز خاک گلویم سوتکی سازد

گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ وبازیگوش

و او یکریزوژیدر ژی دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد

بدین سان بشکند دائم سوکوت مرگبارم را

+ نوشته شده در ساعت توسط azadeh |