باغبان از پی منتند دوید سیب را در دست تو دید
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز سالها ست صدای خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم
که چرا باغچه ی خانه ی ما سیب نداشت
میدونی چی میگه؟می که روز اول اتفاقی دیدمت .روز دوم الکی الکی چشمام به چشمات افتاد.هفته ی بعددزدکی بهت نگاه کردم ماه بعد شانسی به دلم نشستی و حالا سالها ست یواشکی دوست دارم و عاشقتم راستی تولدم نزدیکه بزار یه کیک برای خودم و تمام متولدین دی بزارم
تولدم مبارک
تولد همه ی شما که متولد ماه دی هستید مبارک
از هر لحاظ که حساب کنیم ما متولدین دی آدمای مفهومی باهوش بااحساس مغرور یه کمی لوس که البته لوس بودن برای ما دختراحکم نفس برای انسان رو داره
خلاصه داشتم میگفتم که از ما بهتر روی زمین کمیابه
ماهاحکم طلا رو داریم
چرا ناید نفس بکشم چرا برای ماندن نفس بکشم
نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمیدانم کوزگر با خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی بسیارمشتاقم کز خاک گلویم سوتکی سازد
گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ وبازیگوش
و او یکریزوژیدر ژی دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد
بدین سان بشکند دائم سوکوت مرگبارم را![]()








